گمونم اسب سفید شاهزاده منو کشتن و باهاش سوسیس درست
کردن وگرنه امکان نداشت اینقده دیر کنه
میگن یکی از دو راهی های زندگی وقتی است که نمی دانید در
شیشه ای مقابل تان را باید بکشید یا فشار دهید ولی من چند روز پیش یه جایی رفتم که در شیشهای داشت : اول در و فشار دادم نشد بعد کشیدم نشد آدمای اونور در مات و مبهوت به من نگاه میکردن یه دفعه روی در و خوندم که نوشته در کشویی
. با این آبروریزی که من راه انداختم نتیجه میگیریم دوراهی نیست سه راهی.