دیروز توی ایستگاه اتوبوس ایستاده بودم که یه دفعه یک عدد موبایل جلوی صورتم گرفته شد و با عجله گفت تو بگو اینجا کجاست منم که مات شده بودم دیدم یه دختر خانومی خیلی مضطرب داره نگام میکنه .
گفت :بگو دیگه بگو اینجا کجاست منم گفتم ایستگاه ولیعصر
،بعد تشکر کرد و رفت .بعد از چند لحظه از شوک دراومدم .تازه فهمیدم چی شده ،
دختر بیچاره
. یکی پشت خط بود که حرفش و باور نمیکرد ناچار شده بود از من کمک بگیره. چه دنیای عجیبیه دیگه آدما به هم اطمینان ندارن.
یه روزی یه مرده نشسته بوده و داشته روزنامه اش رو می خونده که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه تو سرش!
مرده می گه: برا چی این کار رو کردی؟
زنش جواب می ده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود…
مرده می گه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش جنی بود.
زنش معذرت خواهی می کنه و می ره به کارای خونه برسه.
سه روز بعد، مرد داشت تلویزین تماشا می کرد که زنش این بار با یه قابلمه ی
بزرگتر می کوبه تو سرش به طوری که مرده تقریبا بیهوش می شه.
مرد وقتی به خودش میاد می پرسه این بار برای چی منو زدی؟
زنش جواب می ده: آخه اسبت زنگ زده بود!
چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.
....
14 فوریه (25 بهمن) روز Valentine.
اگه آدما یاد میگرفتن که هر کجا و هر لحظه میشه گفت دوستت دارم شاید دیگه لازم به نام گذاری این روز نبود.
...