دیروز با جمعی از دخترخاله ها و دختر دایی های محترم خونه تنها بودیم
.
من همینطور که سرم به کاری مشغول بود شنیدم جمعیتی که درخط بالا ذکر کردم داد میزنند ستاره
ستاره . منم مثل بتمن یا شایدم شزن پریدم توی اتاق . .تا سوسک و روی دیوار
دیدم مثل یه دختر کاملا شجاع جیغ زدم سوسک
.
سوسکه همینجوری مات ومبهوت به ما نگاه می کرد
حتما تو دلش میگفت این دختر ترشیده ها رو نگاه کن. خلاصه دیدم این
طوری نمیشه خد ا نگه داره این کارخونه تار و مار . اسپر رو برداشتم
تا جا داشت روی سر سوسک بدبخت خالی کردم .البته تا تکون میخورد جیغ همگی ما به صدا
در میومد.بعد از کلی تلاش، دختر خاله کوچیکه وقتی خیالش راحت شد که دیگه سوسکه
مرده با دمپایی زد توی سرش و ساعت مرگ و اعلام کرد.
ولی کی جرات داشت اون و از روی زمین برشداره . ناچارن قرنطینش کردیم تایه آدم شجاع از در بیاد این و از روی زمین جمعش کنه.
این خاطره یه دختری بود که از سوسک نمیترسید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخه سوسک بیچاره چه گناه بزرگی کرد که کشتینش؟


جز این بود که داشت یه براندازی میکرد که ببینه کدومتون بدرد میخورین از ترشیدگی درتون بیاره؟
همین کارا رو میکنین که اینجوری میشه دیگه.
پدر مادرای بیچاره آخه چقدر باید ترشی بخورن.
البته سوسک ترس نداره ، فقط چنش آوره
سلام ستاره جان.
کلی خندیدم!!!!
خدا بهتون رحم کرده که سوسکه مسلح نبوده!!!
به دختر خاله کوچیکه هم تبریک می گم به خاطر این همه شجاعتی که از خودش نشون داده!!!
من مجید هستم. مطمئن هستم که به جا نیاوردی منو!!
daneshjou.blogsky.com
خوشحال میشم به وبلاگ جدیدم هم سر بزنی!!!!
اگه بشکنه چیزای بدی اتفاق میوفته
سلام
من وبلاگ مو عوض کردم
(خرابه تر از وجود من کجاست)
آخه این سوسک بدبخت مگه میتونه آدمو چیکار کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟از آدمیزاد مخوف تر تو دنیا نیست............!!!!!!!!!!!!





مرسی از حضور همیشگی سبزتون..........(دسته گل)
خدایا........تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم
تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم
تورا گرم دیدم در سردترین لحظه به سراغت آمدم
تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام
بیا تغییرات .بلاگمو ببین
سلام
بدو بیا تو وبلاگم
salam
vaghean khandedaar bood
va jaleb
dast be ghalame khoobi dari
movaffagh bashi
be manam sar bezani khosh"haal misham
fe"lan
سلاااااااااااام
خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟
این الدورادو رو از طرف من بزن !!
رضا خان ؟ اومدی بودی خونه ما کی سوسک رو کشت ؟
و اینکه خیلی باحال بود ستاره !!
من تا همین اواخر قبل اینکه بیام خونه داشنجویی میترسیدم از سوسک اما دیگه تنهایی مجبوری رو پای خودت بایستی دیگه !!
ممنون که سر زدی خاطره های جالبی داری