سه‌شنبه 17 خرداد‌ماه سال 1390
ن : star نظرات (11)

دختری که از سوسک نمی ترسه

دیروز با جمعی از دخترخاله ها و دختر دایی های محترم خونه تنها بودیم .

من همینطور که سرم به کاری مشغول بود شنیدم   جمعیتی که درخط بالا ذکر کردم داد میزنند ستاره ستاره . منم مثل بتمن یا شایدم شزن پریدم توی اتاق . .تا سوسک و روی دیوار دیدم  مثل یه دختر کاملا شجاع جیغ زدم سوسک . سوسکه همینجوری مات ومبهوت به ما نگاه می کرد حتما تو دلش میگفت این  دختر ترشیده ها رو نگاه کن. خلاصه دیدم این طوری نمیشه خد ا نگه داره این کارخونه تار و مار . اسپر  رو  برداشتم تا جا داشت روی سر سوسک بدبخت خالی کردم .البته تا تکون میخورد جیغ همگی ما به صدا در میومد.بعد از کلی تلاش، دختر خاله کوچیکه وقتی خیالش راحت شد که دیگه سوسکه مرده با دمپایی زد توی سرش و ساعت مرگ و اعلام کرد.

ولی کی جرات داشت اون و از روی زمین برشداره . ناچارن  قرنطینش کردیم تایه آدم شجاع از در بیاد این و از روی زمین جمعش کنه.

این خاطره یه دختری بود که از سوسک نمیترسید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!