X
تبلیغات
رایتل
ستاره

چهارشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1389
ن : star نظرات (2)

چرچیل


چرچیل نخست وزیر اسبق بریتانیا روزی سوار تاکسی شده بود به دفتر مصاحبه میرفت.

 هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت : آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم

راننده گفت: نه آقا ! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم

چرچیل از علاقه‌ ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق ‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد

راننده با دیدن اسکناس گفت: گور بابای چرچیل ! اگر بخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می مانم.