X
تبلیغات
رایتل
ستاره

چهارشنبه 22 دی‌ماه سال 1389
ن : star نظرات (8)

فریدون مشیری


من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش بنشینند آرام

گل بگو ، گل بشنو

هر کسی می خواهد

وارد خانه پر عشق و صفا گردد

یک سبد بوی گل سرخ

به من هدیه کند

شرط وارد گشتن

شست و شوی دلهاست

شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست

بر درش برگ گلی می کوبم

روی ْآن با قلم سبز بهار

مینویسم ای یار

خانه ی ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر

خانه دوست کجاست


فریدون مشیری




در پهنه دشت رهنوردی پیداست

وندر پی آن قافله گردی پیداست

فریاد زدم :دوباره دیداری هست؟

در چشم ستاره اشک سردی پیداست...



فریدون مشیری