X
تبلیغات
رایتل
ستاره

دوشنبه 22 آذر‌ماه سال 1389
ن : star نظرات (9)

پاسخ سیب به هر دو شاعر

و حالا جوابیه یه شاعر به اسم جواد نوروزی بعد از سالها به این دو تا شاعر:

دخترک خندید و

پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
 
سیب دندان زده ای که
روی خاک افتادم
من که پیغامبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندانِِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
هر دو را بغض ربود......
دخترک رفت ولی
زیر لب این را گفت:
"
او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
"
مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "
سالهاست که پوسیده‏ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت


(لطفا به دو پست پایین مراجعه شود)